سیستم نوین جذب مشتری و فروش آنلاین
بازاریابی عصبی، تکنیکی است که با توجه به دو کلمه به کار رفته در آن به مفهوم کلی این واژه پی خواهید برد؛ یعنی این واژه تلفیق و ترکیب بازاریابی و دانش عصب شناسی را نشان میدهد. در واقع با استفاده از این تکنیک شما میتوانید عملکرد مغز را درک کرده و در راستای پیشرفت عملیات بازاریابی از آن استفاده نمایید.
هدف کلی این تکنیک و روش بازاریابی در دو مورد خلاصه میشود:
- انتقال پیامهای بازاریابی به دیگران به بهترین شکل ممکن
- افزایش احتمال خرید از جانب مخاطبان؛ یعنی تبدیل مخاطبان به خریداران.
در نتیجه با استفاده از این تکنیک میتوانید کاهش هزینه لازم جهت انجام بازاریابی و فروش محصولات را رقم بزنید.
نقاط قوت بازاریابی عصبی
با توجه به اینکه امروزه اغلب کسب و کارها اینترنتی شدهاند و افراد در راستای اینترنتی نمودن کسب و کارهایشان با رقبای بسیاری روبرو هستند باید کاملا هوشمندانه عمل کنند مخصوصا اگر صاحب یک کسب و کار کوچک با بودجه مالی محدودی باشند.

در ادامه با عنوان کردن سه مثال واضح نشان خواهیم داد که بازاریابی عصبی مفهوم و مسئلهای فراتر از عرضه محصول مناسبی با قیمت مناسب است.
خرید از مراکز و فروشندگان نامناسب: آنچه در برخورد اول با فروشنده نظر شما را نسبت به خرید یک محصول جلب میکند، برخورد فروشنده است؛ یعنی اگر فروشنده رفتار توهین آمیزی داشته باشد قطعا شما از آن فروشگاه خرید نخواهید کرد، حال نمونههایی از رفتار توهین آمیز فروشندگان راعنوان میکنیم:
صحبت او با تلفن بدون توجه به حضور مشتری و عدم توجه به درخواست مشتری
عدم پاسخگویی مناسب به سوالات مشتری در خصوص قابلیتها و ویژگیهای محصول
و …
خرید محصولی از یک برند ناآشنا: قطعا همه ما سعی داریم خریدی را انجام دهیم که دیگران آن را تحسین کنند، به همین دلیل به سراغ خرید اجناسی میرویم که برند آنها را بشناسیم و از رضایت مصرف کنندگان آن برند اطمینان حاصل کرده باشیم.
در نتیجه اگر فروشنده محصولی از یک برند ناآشنا به شما معرفی کرده و عنوان کند که محصول فوق قابلیتهایی مشابه برند معروفی که مدنظر شماست را دارد حتی اگر قیمت برند معرفی شده کمتر از برند مورد نظر شما باشد شما نمیتوانید خودتان را راضی به خرید آن کنید.
خرید از سایت یا فروشگاه آنلاینی که جعلی به نظر میرسد: شاید برای شما هم پیش آمده باشد که برای خرید یک محصول به گوگل مراجعه کنید اما نتوانید به سایت مورد نظری که قصد خرید محصول را از آن دارید اعتماد کنید، مثلا دلیل این عدم اعتماد میتواند این باشد که عکسهای به کار برده شده در این سایت جهت معرفی محصول، متعلق به سایت دیگری باشند. در نتیجه حتی اگر محصول مورد نظر شما از قیمت و کیفیت مناسبی هم برخوردار باشد نمیتوانید نسبت به خرید آن اطمینان خاطر عمل کنید.
حال با توجه به سه مثال ذکر شده میتوان اینگونه عنوان کرد که صرف نظر از قیمت و کیفیت محصول برخی عوامل وجود دارند که نشات گرفته از عملکرد مغز ما هستند و به طور ناخودآگاه بر تصمیم گیری ما در خصوص انتخاب و خرید یک محصول تاثیر میگذارند و اطلاع از این فرایند و شناخت آن مربوط به بازاریابی عصبی است.

لازم به ذکر است که این تکنیک، تنها مختص شرکتها و کسب و کارهای بزرگ نیست بلکه بخش عمده استفاده از این تکنیک مربوط به کسب و کارهای کوچک است و علی رغم لفظ پیچیدهای که دارد، برخی از روشهای آن بسیار سادهتر و کم هزینهتر از تصورات ذهنی شماست.
نحوه شکل گیری بازاریابی عصبی
جرقه این تکنیک زمانی زده شده که شرکتها و مجموعههای فروش محصولات تصمیم گرفتند از طریق نظرسنجی از کالای مورد علاقه مشتریان که تولید بعدی تولیدیشان محسوب میشد مطلع شوند، مثلا از مردم سوالاتی در خصوص نوع و رنگ بسته بندی محصول میپرسیدند اما در نهایت پس از تولید و عرضه محصول، افرادی که در نظرسنجی مشتاق تولید چنین محصولی بودند نسبت به خرید آن تمایل نشان نمیدادند.
در شرایطی که تناقض نظرات مخاطبان در خصوص یک محصول با خریدهایشان آشکار شد تاثیر فرایند عصبی بر بازاریابی و خرید مخاطبان مورد بررسی قرار گرفت.
نفوذ به مغز در بازاریابی عصبی
در شرایطی که مخاطبان نیاز اصلی خود را مطرح نمیکنند باید سیستم عصبی آنها بررسی نمود و نیاز آنان را تشخیص داد. در این راستا امروزه دستگاههایی نظیر EEG، FMRI و … طراحی و تولید شدهاند که عملکرد مغز انسان را مورد بررسی قرار میدهد.
طی بررسیهای به عمل آمده توسط این دستگاهها که حین انجام فعالیت بر روی سر انسان قرار میگیرند نتیجه گیری شده که عکس العمل مغز انسان هنگام پرداخت پول برای خرید مشابه عکس العمل مغز در زمانی است که دردی را تحمل میکند مانند درد ناشی از فرو رفتن سوزن در انگشت.
در نتیجه دستیابی به این اطلاعات و انجام آزمایشات بیشتر در این زمینه میتواند نقطه عطفی در بازاریابی و فروش بیشتر محصولات و خدمات ایجاد کند.
معرفی بخشهای اصلی مغز و نقش آن در بازاریابی عصبی
مغز انسان به صورت کلی دارای سه بخش است که فعالیت آنها مرتبط با یکدیگر است اما هریک ساختار و عملکرد متفاوتی دارند. این سه بخش عبارتند از:

- مغز جدید که تحلیل تصمیمات منطقی، آموزشها و انجام کارهای ارادی را برعهده دارد و نتیجه تحلیلات نهایی را به دو بخش دیگر انتقال میدهد.
- مغز میانی نیز مشابه مغز جدید اطلاعات حاصله را به دو بخش دیگر انتقال میدهد با این تفاوت که این بخش مربوط به موارد احساسی است.
- مغز قدیم نیز مسئولیت انجام فعالیتهای اصلی ما جهت حفظ بقا را بر عهده دارد. مثلا هنگام گرسنگی، جهت رسیدگی به این خواسته دستوری را به مغز ارسال میکند.
در نهایت طی تحقیقات بعمل آمده در خصوص بازاریابی عصبی مشخص شده است که طی تلفیق بخش احساسی و مغز قدیم، تصمیم نهایی مخاطبان جهت خرید شکل میگیرد و این در حالی است که در بازاریابی سنتی بر این باور بودند که تصمیم خرید ناشی از بخش منطقی مغز است که احساسات نیز اندکی بر روی آن تاثیر میگذارند. در نتیجه طی آشنایی بیشتر با عملکرد مغز قدیم، عملیات بازاریابی موثرتری ایجاد خواهد شد.
به صورت کلی باید بگوییم که انتخاب و تصمیم افراد در جمع سایرین با زمانی که تصمیم نهایی را به تنهایی اخذ میکنند متفاوت خواهد بود؛ زیرا در جمع سایرین خریدار دوست دارد مورد تحسین قرار بگیرد و انتخابی را انجام دهد که منطقیتر است که این تصمیم برگرفته از دستور مغز جدید خواهد بود اما در نهایت خریدی را انجام میدهد که دستور مغز قدیم است، پس بازاریابی عصبی دستیابی به عواملی است که دستور نهایی مغز قدیم مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهند.
بیشتر بخوانید : طراحی سایت اقساطی
برای مشاوره رایگان با ما تماس بگیرید
09218495036


